<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>رویکردهای نوین در مدیریت آموزش و علوم سلامت</title>
    <link>https://www.eduhealthsci.ir/</link>
    <description>رویکردهای نوین در مدیریت آموزش و علوم سلامت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی عوامل خطر مرتبط با بروز نفروپاتی ناشی از ماده حاجب در بیماران بستری تحت آنژیوگرافی تشخیصی</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_236077.html</link>
      <description>مقدمه: نفروپاتی ناشی از مواد حاجب یکی از عوارض شایع و بالقوه خطرناک پس از انجام روش‌های تصویربرداری تشخیصی مبتنی بر ماده حاجب یددار است که می‌تواند منجر به افزایش بروز نارسایی حاد کلیه، طول مدت بستری و مرگ‌ومیر شود. شناسایی عوامل خطر و راهکارهای پیشگیرانه مؤثر نقش مهمی در کاهش بروز این عارضه دارد. هدف از این مطالعه بررسی عوامل مرتبط با بروز نفروپاتی ناشی از ماده حاجب در بیماران بستری تحت آنژیوگرافی تشخیصی بود.روش کار: این مطالعه توصیفی-تحلیلی به‌صورت آینده‌نگر بر روی ۹۵ بیمار بستری که تحت آنژیوگرافی تشخیصی در بیمارستان مرکز قلب تهران قرار گرفتند انجام شد. سطح کراتینین سرم بیماران قبل و ۴۸ تا ۷۲ ساعت پس از تزریق ماده حاجب اندازه‌گیری شد. اطلاعات مربوط به سن، جنس، سابقه دیابت، فشار خون، بیماری کلیوی زمینه‌ای و میزان مایعات دریافتی ثبت گردید. نفروپاتی ناشی از ماده حاجب بر اساس افزایش حداقل 5/0 میلی‌گرم بر دسی‌لیتر یا ۲۵ درصدی کراتینین سرم نسبت به مقدار پایه تعریف شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون‌های تحلیلی شامل آزمون کای‌دو و t مستقل تحلیل شدند و به‌منظور تعیین عوامل مرتبط مستقل با بروز نفروپاتی ناشی از ماده حاجب از رگرسیون لجستیک استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که 9/18 درصد از بیماران دچار نفروپاتی ناشی از ماده حاجب شدند. بروز این عارضه به‌طور معناداری با سن بالاتر، وجود دیابت، کراتینین پایه بالاتر و دریافت ناکافی مایعات قبل از انجام آنژیوگرافی مرتبط بود (05/0&amp;amp;gt;P). بین جنسیت و بروز نفروپاتی رابطه معناداری مشاهده نشد (05/0P&amp;amp;gt;).نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که نفروپاتی ناشی از ماده حاجب همچنان یک عارضه قابل توجه در بیماران پرخطر است. غربالگری دقیق بیماران، بهینه‌سازی وضعیت هیدراسیون و پایش عملکرد کلیه می‌تواند نقش مهمی در کاهش بروز این عارضه و بهبود پیامدهای بالینی داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنخ بندی روانشناختی نگرش به مجردی: یک مطالعه کیفی.</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_245319.html</link>
      <description>مقدمه: در جامعه ایرانی که ازدواج به عنوان یکی از ارزش‌های بنیادین آن شناخته شده، افزایش قابل توجه جوانان مجرد بیانگر تحولات فرهنگی و تعدیل نگرش‌ها نسبت به ازدواج است که به گرایش فزاینده به مجردی انجامیده است. بنابراین این پژوهش با هدف شناسایی سنخ بندی روانشناختی نگرش‌های نسبت به مجردی انجام شد.روش پژوهش: این مطالعه کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد. داده‌ها از طریق سه منبع اصلی شامل مصاحبه با جوانان مجرد، گفت‌وگو با متخصصین ازدواج و خانواده، و بررسی منابع مکتوب داخلی و خارجی جمع‌آوری گردید. نمونه‌ای هدفمند از 131 دانشجوی مجرد (79 پسر و 59 دختر) شهر تهران مشغول به تحصیل در سال 1404 انتخاب شد؛ با 20 نفر مصاحبه انجام شد و 111 نفر به پرسشنامه بازپاسخ نگرش به مجردی پاسخ دادند. همچنین با 14 متخصص به منظور غنای داده‌ها مصاحبه شد. پس از غربالگری 200 منبع معتبر، 12 منبع فارسی و 9 منبع خارجی با شیوه تحلیل کلارک و براون (2006) مورد بررسی و مضمون‌یابی قرار گرفتند.یافته‌ها: هفت نگرش نسبت به مجردی شناسایی شد: نگرش منفی، نگرش مثبت، نگرش متناقض-سردرگم، نگرش آرمانگرایانه، نگرش انفعالی، نگرش واقع‌بینانه و نگرش اضطرابی-اجتنابی.نتیجه‌گیری: به طور کلی، یافته‌ها نشان می‌دهد که مجرد ماندن در بین جوانان همواره یک انتخاب ارادی و همراه با رضایت نیست؛ بلکه اغلب ناشی از محدودیت‌ها، اضطراب‌ها، بدبینی‌ها و کمبود آمادگی‌های فردی، اقتصادی و اجتماعی است. بنابراین، سیاست‌گذاری کلان و برنامه‌ریزی هدفمند برای فراهم کردن شرایط مناسب ازدواج و کاهش موانع می‌تواند گرایش به ازدواج را تسهیل و تسریع کند و به ایجاد زندگی زناشویی پایدار و رضایت‌بخش کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیوع شناسی سلامت روان والدین کودکان طیف اوتیسم شهر کرج</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_245515.html</link>
      <description>مقدمه: در زمینه شیوع‌شناسی سلامت روان والدین کودکان با اختلال طیف اوتیسم، تحقیقات زیادی انجام نشده است، بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی میزان شیوع سلامت روان والدین کودکان طیف اوتیسم شهر کرج بود.روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی- مقطعی بود که جامعه آماری آن را والدین کودکان طیف اوتیسم در شهر کرج در سال 140۳ تشکیل داد. نمونه‌ها به روش نمونه‌گیری غیرتصادفی هدفمند از مرکز اوتیسم و مدرسه اوتیسم شهر کرج به تعداد 164 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه چند وجهی شخصیت مینه سوتا-MMPI-71 و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (1972) بود. داده‌ها با آزمون خی‌دو (2&amp;amp;chi;) و ضریب همبستگی فای (phi) توسط نرم افزار SPSS26 تجزیه و تحلیل شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد حدود دو سوم والدین کودکان اوتیسم دارای مشکلات سلامت روان بوده و این میزان در مادران کودکان اوتیسم بیشتر از پدران بود. در بررسی تأثیر جنسیت کودک اوتیسم در سلامت روان والدین، رابطه&amp;amp;shy;ای بین جنسیت کودک اوتیسم و سلامت روان پدران و مادران به دست نیامد. رابطه مشکلات سلامت والدین با همبودی اوتیسم فرزندان با اختلالات عصبی- رشدی دیگر نیز بررسی شد. نتایج نشان داد عدم سلامت روان مادران و پدران در همبودی اوتیسم فرزندان با اختلالات عصبی- رشدی دیگر، نقش دارد. همچنین نتایج نشان داد موردی از اختلالات هیپوکندری، هیستری، اسکیزوفرنی و مانیا در گروه مادران و پدران وجود نداشت. اما شایع‌ترین اختلال روانشناختی در والدین، اختلال افسردگی بود. همچنین نتایج نشان داد سن والدین، ویژگی‌های شغل و جنسیت فرزندان اوتیسم نقشی در ابتلا والدین کودکان اوتیسم به مشکلات روانی ندارد؛ اما سطح تحصیلات والدین و درآمد خانواده در ابتلا به مشکلات سلامت روان والدین تأثیر داشت. در ادامه نتایج نشان داد پرسشنامه سلامت روان تعداد بیشتری از والدین با مشکلات سلامت روان را تشخیص داده است.نتیجه‌گیری: به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که والدین کودکان اوتیسم به ویژه مادران، به دلیل چالش‌های این کودکان از جمله مسئولیت‌های بیشتر در مراقبت، هزینه‌های بیشتر و کمبود حمایت اجتماعی در معرض مشکلات سلامت روان هستند. از این‌رو نیاز به حمایت‌های خاص به منظور کاهش استرس و بهبود سلامت روانی آن‌ها وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه ویژگی‌های ساختاری و عملکردی بطن چپ در بازیکنان فوتبال پسر نوجوان و غیرورزشکار سالم پس از بلوغ با اکوکاردیوگرافی</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_245765.html</link>
      <description>مقدمه: مطالعات اخیر یافته‌های متناقضی را در سازگاری‌های بطن چپ ناشی از فوتبال رقابتی در بازیکنان نوجوان نشان داده‌اند. هدف از مطالعه حاضر، مقایسه ویژگی‌های ساختاری و عملکردی بطن چپ در بازیکنان فوتبال پسر نوجوان و غیرورزشکار سالم پس از بلوغ با اکوکاردیوگرافی بود. روش‌پژوهش: مطالعه حاضر از نوع "علی-مقایسه‌ای" بود. چهل و شش بازیکن فوتبال پسر نوجوان از مسابقات لیگ فوتبال پایه شهر خرم‌آباد در فصل 1405-1404 و 20 پسر نوجوان غیرورزشکار سالم در مطالعه شرکت داشتند که به صورت نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. متغیرهای با استفاده از اکوکاردیوگرافی در حالت استراحت اندازه‌گیری شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون T مستقل تجزیه و تحلیل شدند (05/0&amp;amp;ge;P). یافته‌ها: نتایج نشان داد که در گروه تجربی در مقابل گروه کنترل، ضربان قلب استراحت (001/0=P) و به طور مطلق و نسبی ضخامت نسبی دیواره بطن چپ (به ترتیب، 001/0=P، 001/0=P) به طور معنی‌داری کمتر بود. در گروه تجربی در مقابل گروه کنترل، به طور مطلق و نسبی توده بطن چپ (به ترتیب، 001/0=P، 001/0=P)، قطر پایان دیاستولی بطن چپ (به ترتیب، 001/0=P، 001/0=P)، حجم پایان دیاستولی بطن چپ (به ترتیب، 001/0=P، 001/0=P)، حجم پایان سیستولی بطن چپ (به ترتیب، 013/0P، 001/0=P) و حجم ضربه‌ای (به ترتیب، 001/0=P، 001/0=P) و به طور مطلق قطر پایان سیستولی بطن چپ (006/0=P) و کسر کوتاه شدگی (017/0=P) به طور معنی‌داری بیشتر بود. نتیجه‌گیری: در نتیجه، یافته‌های مطالعه حاضر نشان دادند که در بازیکنان فوتبال پسر نوجوان به نسبت پسران نوجوان غیرورزشکار سالم تغییرات بطن چپ بیشتر ماهیت تمرینات هوازی را دارند و ممکن است این سازگاری‌ها در بطن چپ بازیکنان فوتبال پسر نوجوان به نوع، حجم و شدت تمرینی وابسته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین و اعتباریابی بسته توانمندی شناختی براساس پردازش دیداری، شنیداری و کلامی در دانش‌آموزان اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_245851.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن با ضعف در پردازش‌های شناختی از جمله پردازش دیداری، شنیداری و کلامی همراه است و می‌تواند عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان را تحت تأثیر قرار دهد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی بسته توانمندی شناختی مبتنی بر پردازش دیداری، شنیداری و کلامی برای دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن انجام شد.روش کار: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند صورت گرفت و 10 نفر از خبرگان دانشگاهی در فرایند اعتبارسنجی مشارکت داشتند. بر اساس یافته‌های تحلیل مضمون، برنامه آموزشی مبتنی بر بازی‌های رایانه‌ای شناختی برای بهبود توجه، حافظه فعال و پردازش دیداری دانش‌آموزان نارساخوان طراحی شد و روایی محتوایی آن با استفاده از نسبت روایی محتوا مورد تأیید قرار گرفت.یافته‌ها: نتایج نشان داد مقادیر نسبت روایی محتوایی (CVR) و شاخص روایی محتوایی (CVI) تمامی جلسات بسته توانمندی شناختی مبتنی بر پردازش دیداری، شنیداری و کلامی در سطح مطلوب قرار داشت. بر این اساس، تمامی مؤلفه‌ها و محتوای جلسات از نظر متخصصان ضروری، مرتبط و مناسب ارزیابی شدند و روایی محتوایی بسته آموزشی مورد تأیید قرار گرفت.نتیجه‌گیری: با توجه به تأیید روایی محتوایی بسته توسط متخصصان، می‌توان از این بسته به‌عنوان یک چارچوب آموزشی معتبر برای تقویت فرایندهای شناختی مرتبط با خواندن در دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری خاص استفاده کرد. با این حال، بررسی اثربخشی آن در مطالعات تجربی آینده ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی درمان سیستمی بوئن و درمان ساختاری مینوچین بر تعهدزناشویی و بهبود الگوهای ارتباطی زوجین دارای تعارض شهر مشهد</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_245853.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: استفاده از رویکردهای خانواده‌درمانی مؤثر، می‌تواند نقش مهمی در بهبود روابط زوجین و ارتقای کیفیت زندگی زناشویی ایفا کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی درمان سیستمی بوئن و درمان ساختاری مینوچین بر تعهدزناشویی و الگوهای ارتباطی زوجین دارای تعارض انجام شد. روش: این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون، با گروه کنترل و پیگیری یک‌ماه انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زوجین دارای تعارض مراجعه کننده به مراکز مشاوره (دکتر حکم آبادی، سبک زندگی، فرهیختگان، راه سبز، رسا) شهر مشهد در فصل تابستان (تیر لغایت شهریور1403) بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس تعداد 18 زوج به عنوان نمونه انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 12 نفر) قرار گرفتند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997) و الگوهای ارتباطی کریستنسن و سولاوای (1984) استفاده شد. مداخله درمان سیستمی بوئن (1978) در 8 جلسه دوساعته و درمان مبتنی بر درمان ساختاری مینوچین در 9 جلسه دوساعته به صورت هفتگی انجام شد. جهت بررسی تفاوت‌های بین گروهی از تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر چندمتغیره عاملی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان سیستمی بوئن و درمان ساختاری مینوچین بر تعهدزناشویی و الگوهای ارتباطی در زوجین دارای تعارض مؤثر می‌باشد. همچنین بین اثربخشی درمان سیستمی بوئن و درمان ساختاری مینوچین بر تعهد زناشویی تفاوت معناداری مشاهده نشد و در الگوهای ارتباطی زوجین دارای تعارض بر الگوهای ارتباطی تفاوت معناداری وجود داشت.نتیجه گیری: به‌طور کلی، یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که مداخلات خانواده‌درمانی مبتنی بر رویکردهای سیستمی و ساختاری می‌توانند با اصلاح تعاملات خانوادگی، افزایش آگاهی زوجین نسبت به الگوهای ارتباطی ناکارآمد، تقویت مسئولیت‌پذیری و تعهد متقابل، و ارتقای مهارت‌های ارتباطی، نقش مهمی در کاهش مشکلات زناشویی و بهبود کیفیت روابط زوجین ایفا کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی عوامل تسهیل‌کننده انتقال یادگیری در دانشگاه علوم پزشکی مازندران</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_245852.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های عوامل تسهیل‌کننده انتقال یادگیری، بر اساس تجربیات خبرگان، نقشه راهی برای فعالیت‌های آینده مدیریت منابع انسانی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مازندران برای اثربخش‌تر ساختن آموزش‌های سازمانی فراهم خواهد آورد، بنابراین هدف از مطالعه پژوهش حاضر واکاوی عوامل تسهیل‌کننده انتقال یادگیری در دانشگاه علوم پزشکی مازندران بود. 
روش‌شناسی پژوهش: روش پژهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان در پژوهش را خبرگان مطلع در حوزه منابع انسانی و مدیریت آموزشی و همچنین اعضاء هیات علمی دانشگاه ها تشکیل دادند. نمونه پژوهش 14 نفر از متخصصان بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و با رعایت ملاک های ورود به پژوهش و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده‌ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق استفاده شد. داده‌ها به روش براون و کلارک (2006) و توسط نرم‌افزار مکس کیودا مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. 
یافته‌ها: نتایج نشان داد که عوامل تسهیل‌کننده انتقال یادگیری در دانشگاه علوم پزشکی مازندران شامل سه مقوله اصلی (عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل آموزشی)، 10 زیرمقوله و 41 شاخص می‌باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که مختصات فردی پیش، حین و پس از یادگیری موجب آمادگی، مشارکت فعال و کاربرد مؤثر آموخته‌ها می‌شود؛ برنامه‌ریزی، ساختار و نظارت سازمانی زمینه حمایت مدیریتی و انسجام نظام آموزشی را فراهم می‌سازد؛ و محتوای آموزشی، فناوری، ارزشیابی و انسجام آموزش کیفیت و استمرار یادگیری را تضمین می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتباریابی و تدوین بسته آموزشی تفکر انتقادی در دانش آموزان</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_245854.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و تدوین الگوی بسته آموزشی تفکر انتقادی در دانش‌آموزان انجام شد، زیرا تقویت مهارت‌های تفکر سطح بالا در نظام آموزشی معاصر به‌عنوان یکی از ضرورت‌های اساسی برای بهبود کیفیت یادگیری و پرورش دانش‌آموزان توانمند و تحلیل‌گر مورد تأکید قرار گرفته است.
روش کار: روش مطالعه کیفی بود که در گام اول جامعه آماری آن شامل کلیه منابع علمی معتبر نمایه‌شده در پایگاه‌های اطلاعاتی در بازه زمانی 2013 تا 2023 بود که با روش نمونه‌گیری نظری و بر اساس کلیدواژه‌های مرتبط با آموزش تفکر انتقادی انتخاب شدند. در گام دوم، به‌منظور اعتباریابی بسته تدوین‌شده، نظر 15 متخصص در حوزه روان‌شناسی و علوم تربیتی اخذ و اعتبار درونی برنامه با استفاده از شاخص‌های CVR و CVI بررسی شد. 
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بسته آموزشی تفکر انتقادی در سه محور اصلی شامل پرورش نگرش نقادانه (پرسشگری سقراطی، نیاز به شواهد، داوری و قضاوت منطقی) توسعه مهارت‌های شناختی (تحلیل، ترکیب، استنتاج و حل مسئله) و یادگیری تعاملی و خودتنظیمی (تعامل و گفت‌وگو، تجربه‌محوری، فراشناخت، خودتنظیمی و بازسازی شناختی) قابل تدوین است. تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی ۱۴ زیرمقوله شد که چرخه کامل تفکر انتقادی از طرح پرسش تا بازنگری باورها را در بر می‌گیرد. بر اساس این یافته‌ها، بسته آموزشی شامل ۸ جلسه طراحی شد که هر جلسه با اهداف مشخص، محتوای آموزشی و تکالیف عملی، مهارت‌های گوناگون تفکر انتقادی را تقویت می‌کند. 
نتیجه‌گیری: به طور کلی، می‌توان نتیجه گرفت که بسته آموزشی تفکر انتقادی طراحی‌شده در این پژوهش از ظرفیت لازم برای تقویت نگرش‌های نقادانه، ارتقای مهارت‌های شناختی سطح بالا و توسعه توانایی‌های خودتنظیمی دانش‌آموزان برخوردار است. بهره‌گیری از این بسته در مدارس می‌تواند زمینه ارتقای کیفیت یادگیری، افزایش توانایی تحلیل و تصمیم‌گیری آگاهانه، تقویت حل مسئله و آماده‌سازی دانش‌آموزان برای مواجهه مؤثر با چالش‌های تحصیلی و زندگی را فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی کیفی محیط یادگیری پویا برای نسل آلفا</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_245855.html</link>
      <description>زمینه و هدف: نسل آلفا به‌عنوان نخستین نسلی که در بستر کاملاً دیجیتال و اشباع‌شده از فناوری رشد یافته است، لذا این پژوهش با هدف تدوین کیفی الگوی محیط یادگیری پویا برای نسل آلفا انجام شد. روش کار: این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شد. در بخش کیفی، از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۰ نفر از معلمان، مدیران آموزشی، متخصصان تعلیم و تربیت در شهر تهران گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج پژوهش منجر به تدوین الگویی چندبعدی از محیط یادگیری پویا برای نسل آلفا شد که شامل پنج بُعد اصلی آموزشی، انسانی، اجتماعی ـ فرهنگی، سیاسی ـ حمایتی و فنی ـ زیرساختی، ۲۶ مؤلفه و ۱۳۲ شاخص است. نتیجه گیری: بر اساس یافته‌ها، طراحی محیط‌های یادگیری متناسب با نسل آلفا مستلزم رویکردی یکپارچه و پویا است که در آن فناوری‌های نوین آموزشی در تعامل با عوامل انسانی، اجتماعی و سیاستی قرار گیرند. الگوی ارائه‌شده می‌تواند چارچوبی راهنما برای سیاست‌گذاران آموزشی، برنامه‌ریزان درسی و معلمان در جهت بازطراحی محیط‌های یادگیری آینده فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی سودآوری اماکن ورزشی و تندرستی خصوصی مبتنی بر مدیریت کسب وکار</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_245856.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: فقدان الگوی جامع سودآوری مبتنی بر مدیریت کسب‌وکار می‌تواند یکی از دلایل اصلی عملکرد ضعیف مالی باشگاه‌های ورزشی باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی سودآوری باشگاه&amp;amp;shy;های ورزشی خصوصی مبتنی بر مدیریت کسب‌وکار در استان آذربایجان‌غربی تدوین شد. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری آن شامل تمام مدیران باشگاه&amp;amp;shy;های خصوصی ورزشی در استان آذربایجان‌غربی به تعداد 596 نفر بود که با توجه به جدول مورگان تعداد 231 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور جمع&amp;amp;shy;آوری داده&amp;amp;shy;ها از پرسشنامه&amp;amp;shy;های استاندارد مدیریت کسب‌وکار البشیر و همکاران (2008) و سودآوری سلطانی (1396) استفاده شد. جهت تجزیه&amp;amp;shy;وتحلیل داده&amp;amp;shy;ها از آزمون&amp;amp;shy; پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری در نرم&amp;amp;shy;افزار SPSS و AMOS استفاده گردید. یافته‌ها: نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که شاخص‌های برازش مدل از وضعیت مطلوبی برخوردار هستند (763/2=&amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;/df، 908/0=GFI، 925/0=CFI، 903/0=NFI، 098/0=RMSEA) همچنین ابعاد ارتباط با تأمین‌کنندگان (374/0)، کارایی درون‌سازمانی (513/0) و ارتباط با مشتریان (464/0) به‌عنوان شاخص‌های مدیریت کسب‌وکار و ابعاد مشتریان (351/0)، اقدامات رسانه‌ای (493/0)، تبلیغات (529/0)، حامی مالی (487/0) و درآمد فعالیت‌های تجاری (583/0) به‌عنوان شاخص‌های سودآوری از بارهای عاملی معنادار برخوردار بودند (05/0&amp;amp;gt;p). نتایج نیز نشان داد مدیریت کسب‌وکار با ضریب اثر 597/0 تأثیر مثبت و معناداری بر سودآوری باشگاه‌های ورزشی خصوصی دارد (593/4=t؛ 001/0=p).نتیجه‌گیری: به طور کلی می‌توان بیان نمود که مدیریت کسب‌وکار نه یک بخش فرعی، بلکه عامل بنیادی در تعیین سرنوشت اقتصادی باشگاه‌های ورزشی خصوصی است. باشگاه‌هایی که به این حوزه توجه جدی داشته باشند، با احتمال بیشتری به سودآوری پایدار، توسعه بازار و افزایش سهم اقتصادی خود در صنعت ورزش دست خواهند یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی مبتنی بر کارکردهای اجرایی برای دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_246813.html</link>
      <description>مقدمه: اختلال یادگیری خاص با مشخصه ریاضی یکی از شایع‌ترین اختلالات تحولی است که با نارسایی در فرایندهای شناختی زیربنایی به ‌ویژه کارکردهای اجرایی، همراه است. با توجه به نقش اساسی کارکردهای اجرایی در تنظیم رفتار هدفمند، پردازش اطلاعات و حل مسأله، طراحی مداخلات مبتنی بر این کارکردها می‌تواند رویکردی مؤثر در بهبود عملکرد تحصیلی این دانش‌آموزان باشد. از این‌رو، هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی مبتنی بر کارکردهای اجرایی برای دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری خاص با مشخصه ریاضی بود.روش کار: این پژوهش با رویکرد ترکیبی (کیفی&amp;amp;ndash;کمی) انجام شد. در مرحله کیفی با استفاده از روش نظریه داده‌بنیاد، مؤلفه‌های بسته آموزشی از طریق تحلیل نظام‌مند منابع علمی و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 18 نفر از متخصصان حوزه روان‌شناسی و اختلالات یادگیری استخراج شد. داده‌ها از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردیدکنتایج: ساختار بسته آموزشی در قالب 8 جلسه 90 دقیقه ای هدفمند طراحی شد. در مرحله کمی، روایی محتوایی بسته با استفاده از شاخص نسبت روایی محتوایی (CVR) و نظر 6 نفر از صاحب نظران مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مرحله کیفی منجر به شناسایی مؤلفه‌های کلیدی کارکردهای اجرایی شامل ائجه انتخابی، حافظه فعال، بازداری پاسخ، انعطاف‌پذیری شناختی، برنامه‌ریزی، و پایش عملکرد شد که در قالب یک بسته آموزشی ساختارمند سازمان‌دهی گردید. یافته‌های مرحله کمی نشان داد که تمامی مؤلفه‌های بسته از روایی محتوایی مطلوب برخوردار بوده و شاخص‌های به‌دست‌آمده بیانگر توافق بالای صاحب نظران در خصوص کفایت علمی و ساختاری بسته آموزشی است. نتیجه گیری: بسته تدوین‌شده از انسجام مفهومی و اعتبار علمی کافی برخوردار است و می‌تواند به‌ عنوان چهارچوبی مبتنی بر شواهد در مداخلات شناخت‌محور در حوزه اختلالات یادگیری مورد استفاده قرار گیرد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین اعتیاد دانش‌آموزان دختر نوجوان به تلفن همراه بر اساس سبک‌های تنظیم عاطفی و ابعاد کمال‌گرایی</title>
      <link>https://www.eduhealthsci.ir/article_247065.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: اعتیاد به تلفن همراه به یکی از چالش‌های مهم سلامت روان در میان نوجوانان تبدیل شده و می‌تواند پیامدهای منفی بر عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی و بهزیستی روان‌شناختی آنان داشته باشد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف تبیین اعتیاد دانش‌آموزان دختر نوجوان به تلفن همراه بر اساس سبک‌های تنظیم عاطفی و ابعاد کمال‌گرایی انجام شد. 
روش کار: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی بود. شرکت‌کنندگان این پژوهش کلیه دانش‎آموزان دختر دوره دوم متوسطه منطقه 6 شهر تهران بودند، که از بین آنها 200 دانش‌آموز به صورت نمونه گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای تصادفی انتخاب شدند و به مقیاس کمال‌گرایی (1995)، مقیاس سبک‌های تنظیم عاطفی (2010) و مقیاس اعتیاد به تلفن همراه (1393) پاسخ دادند. داده‌های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. 
یافته‌ها: نتایج نشان داد که سبک‌های تنظیم عاطفی (53/0- =β و 01/0&amp;amp;gt;P) و کمال‌گرایی مثبت (46/0- =β و 01/0&amp;amp;gt;P) دارای همبستگی منفی و معناداری با اعتیاد به تلفن همراه هستند. علاوه‌براین، کمالگرایی منفی همبستگی مثبت و معناداری (36/0=β و 01/0&amp;amp;gt;P) با اعتیاد دانش‌آموزان به تلفن همراه دارد.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های به دست آمده از این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که توانایی دانش‌آموزان در تنظیم پاسخ‌های هیجانی-شان و اصلاح باورهای کمالگرایانه‌شان به صورتی که در سطح مثبتی باشد، می‌تواند به عنوان محافظی در مقابل گرایش دانش‌آموزان نوجوان به ویژه دختران در گرایش به استفاده اعتیادی از تلفن همراه عمل کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
